در نشریه آفتاب لرستان که تازه راه افتاده چند تا کاریکاتور زدم. شخصیتی كه برای آن در نظر گرفته ام اسمش "برانازار" /branazar/ است.
سفر هیات دولت به استان، آفتاب لرستان، شماره دوم، ۱۱/۸/۸۷

در راستاي شعارهاي مردم در سفر رييس جمهور به لرستان براي "عوض كردن مسوولان"، آفتاب لرستان، شماره سوم، ۱۸/۸/۸۷

و اما در سفر هيات دولت طرح ها و مصوبات به صورت عادلانه در استان توزيع نشد و به كوهدشت كه از شهرهاي محروم استان است فقط سه طرح تخصيص داده شد، آفتاب لرستان، شماره چهارم، ۲۵/۸/۸۷

تا شماره هاي بعدي چه شود...
... یک کمی هم ناسلامتی کاریکاتوریست هستم نه!!!![]()
با همکاری ی تنی چند از بچه های تئاتر خرم آباد، گروه تئاتر نقش خیال انگیز را ثبت کردیم. لینک گروه در قسمت لینک های وبلاگم موجود است. اما مطلب زیر را در مورد نشان گروه که کار خودم هست در آنجا آورده ام، گفتم بد نیست اینجا هم باشد. دوستان تجسمی کار اگر نظرشان را بگویند باعث شادی ی روح ما خواهند بود!
واما مطلب:
در فرهنگ لغات عميد در مقابل كلمه ي «نقش» آمده است: «نقش- ع . (به فتح نون و سكون قاف) رنگ آميزي كردن، شكل و صورت كسي يا چيزي را كشيدن، و نيز به معني ي اثري كه روي زمين يا چيزي باقي مانده باشد و شكل و صورتي كه بر روي چيزي كشيده باشند.»
اين كلمه در دو هنر نگارگري ي ايراني و نمايش از ديرباز تا كنون كاربرد داشته و دارد، كه جاي هيچ توضيح بيشتري در مورد آن نيست. اما آنچه كه در هر دو هنر بر آن تاكيد بسياري شده ايجاد تصوير و تصور تازه تري است براي بيننده نسبت به آنچه كه توسط هنرمند ارائه مي شود.
نشان گروه با نگاهي به هنر نمايش و هنر نگارگري ي ايراني ترسيم شده است.
استفاده از خطوط اصلي ي نقوش اسليمي و ختايي (كه در اصطلاح نگارگري به «پيچ حلزوني»، «قالب آ» يا «كلاه آ»، «قرينه ي معكوس» و «نقوش هلالي» معروف شده اند) به ايراني شدن و در اصل شرقي شدن نشان بيشـترين خدمت را كرده اند.
كاربرد مربع-دايره به استحكام نشان كمك شاياني نمــوده است. اين مربع-دايره مي تواند نشاني از صحنه ي تئاتر و يا چهارچوب ها و قواعد اوليه ي آن باشد. نقوش هلالي با كمك پيچ حلزوني اي كه در حالت قرينه ي معكوس قرار گرفته، نشان دهنده ي دو حالت مهم خنده و گريه ي تئاتر يونان باستان هستند. البته اين تضاد درون مربع-دايره مي تواند يادآور تضاد مكمل خير و شر، نور و تاريكي و يا يين (Yin) و يانگ (Yang) چيني نيز باشد.
كلاه آ كه شباهتي به جوانه و يا شعله ي كوچكي دارد با خروج از قواعد و چهارچوب هاي موجود و صد البته با تكيه بر آن ها نشان از نوآوري و پويايي گروه و حركت به سوي كمال و تعالي دارد. در يك نگاه كلي با توجه به استفاده از خطوط منحني، يكي از مهمترين خصايص تئاتر يعني تحرك نيز القا مي شود.
لطفاْ نظر فراموش نشه!
