مادرم را گم كرده ام
و هر چه مي گردم
در پس عطفه ی هيچ ديواري نيست،
كاش گريه نمي كردم
و بهانه ي بازيچه ي كوكي نمي گرفتم؛
آخ! امروز چه روز نحسي است
و اين هيچ ربطي به ستارگان ندارد؛
مادرم را گم كرده ام.
+
خط خطي شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 23:46 توسط سيد مصطفي جهانبخت
|
هميشه
دايره است
و هر لحظه
نقطه؛
و من:
دايره اي از نقطه هاي نامتقارن.
+
خط خطي شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 23:38 توسط سيد مصطفي جهانبخت
|
منتظرم
تا
لحظه اي
كه نيايي!
آري!
مي خواهم
هميشه
منتظر باشم!
+
خط خطي شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 23:34 توسط سيد مصطفي جهانبخت
|
«یخ در بهشت» عجب مزّه ای دارد
و اگر جسارت نباشد٬ خوش مزّه تر از «بهشت» شماست.
+
خط خطي شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 11:17 توسط سيد مصطفي جهانبخت
|