کیانوش کشوری مدتی است شعری نسروده! طبع لطیفش از چه آزرده شده، نمی دانم!؟ اما می دانم که سکوت شاعر، آبستن طوفان است! امیدوارم کیانوش و کیانوش های دیگر قلم هاشان را بردارند و بنویسند، چرا که اگر هنر نباشد حقیقت ( واقعیت) ما را نابود می کند!*

از وبلاگش شعر زیر را نقل می کنم:
کاری ازدست خدایان المپ:
گایا
اورانوس
زئوس، ژوپیترِ بزرگ حتی!
برنیامده
که نشسته کنارِ رودخانه به این فکر می کند...
تا جنوب راهی نیست.
به یاد نمی آورد…
اصلاً همه چیز از کی ِ زمان؟
کجای ِ زمین؟
قرار بوده کسی بیاید بروند اقیانوس آرام
راه نشانِ ماهی های سرگردان بدهند
کسی نیامده
خدایان دروغ گفته اند
نشسته کنار رودخانه به این فکر می کند…
-----------------------------------------------------------
* نیچه: اگر هنر نبود حقیقت( واقعیت) ما را نابود می کرد.
و فرمود: برشما باد تا زن اختیار کنید تا بر شما به هر بادی ظن اختیار نکنند!
مریدی پرسیدش که چرا خود زن نکنی، جواب همی فرمود: زن کردن به مردم بگذاشته ام تا هر چه می خواهند ظن کنند! مهم تویی که راحتی! واللا!
و این واللای آخر را که یک جوری ادا فرمودند که دل سنگ هم کباب می شد، مریدان بر سر و دست می زدند و موی پریشان همی کردند.
والله اعلم بالامور شیخنا
۩ و برزوالله جمیعا فقال الضّعفوا للذّین اسْتکبروا انّا کنّا لکم تبْعا فهل انتم مغنون عنّا من عذاب الله من شی ۩ روزی که مردم از قبرها برانگیخته و به پیشگاه خدا حاضر شوند در آن روز ضعیفان به گردنکشان گویند ما در دنیا تابع رای شما بودیم. آیا امروز شما هم ما را از عذاب خدا کفایت می کنید؟(ابراهیم-21)
اما چه سود که معنی اش را نفهمیده ایم!
متنی از وبلاگ آقای فرید صلواتی (نوه ی مرحوم علامه جعفری {ره}) می خواندم، دیدم بد نیست شما هم بخوانیدش. برای دیدن مطلب لینک زیر را کلیک کنید:
قهوه برای هر فنجان آب یک تا دو قاشق
آب برای هر نفر یک فنجان
شکر به میزان ذائقه افراد
سم به میزان کافی
قیف یک عدد
راز یك قهوه خوشمزه در پخت آن روی حرارت ملایم است. میگویند قهوه نباید زودتر از پنج دقیقه حاضر شود. برای قهوه ی قجر، مانند همه انواع دیگر قهوهها باید از پودر دانههای قهوه تازه برشته شده استفاده كنید. قهوهای كه زیاد برشته شده باشد، ترجیح دارد اما حتی آنهایی كه به طور متوسط هم برشته شدهاند عطر و بوی خوبی میدهند.
برای آسیاب كردن دانههای قهوه میتوانید از آسیبهای قدیمی یا امروزی استفاده كنید. فرقی ندارد؛ مهم این است كه در پایان پودر قهوهای یكدست داشته باشید.

دانههای قهوه باید خیلی خوب آرد شوند و پودر كاملا ریز و یكدستی داشته باشند. پودر قهوهای كه برای طبخ قهوه ی قجر به كار میرود، معمولا بهترین نوع پودر قهوه است.
برای گرفتن نتیجه بهتر، باید از آب سرد استفاده كنید. اگر هم میخواهید شكر در آن بریزید، از شكرهایی استفاده كنید كه به راحتی در آب حل میشوند.

میزان آب مورد نیاز را هم میتوانید با یك فنجان اندازه بگیرید. معمولا ابتدا آب را داخل ظرف قهوهجوش میریزند و بعد قهوه و شكر را به آن اضافه میكنند.

برای هر فنجان قهوه، یك تا دو قاشق قهوه لازم است.

در تركی، برای بیان میزان شیرینی قهوه چهار درجه دارند: به قهوه بدون شكر، ساده؛ قهوهای كه نصف قاشق چایخوری شكر داشته باشد، «شكرلی»؛ قهوهای كه یك قاشق شكر دارد، «ارتا شكرلی» و به قهوهی با شكر زیاد «چوخ شكرلی» می گویند.

قهوه را تا زمانی كه شكر آن حل شود، هم بزنید.

بعد از این مرحله، قاشق را از قهوهجوش بیرون بیاورید و قهوهجوش را روی حرارت اجاق بگذارید. در مدتی كه قهوه روی حرارت قرار دارد اصلا آن را هم نزنید، زیرا باعث میشود كف قهوه از بین برود.

زمانی كه قهوه شروع به جوشیدن كرد، ظرف را از روی اجاق بردارید و قهوه را در ظرف بریزید.
قهوه ی قجری كه درست آماده شده باشد، یك لایه نازك از كف روی خود دارد. چنین كفی تنها زمانی به دست میآید كه آب استفاده شده سرد باشد و قهوه با حرارت اندك به جوش بیاید.
میتوانید 20 ثانیه پس از جوش آمدن قهوه صبر كنید، سپس قهوه را از روی چراغ بردارید. اما به این ترتیب قهوه یكدست و خوش طعمی دارید كه كفی روی آن نیست.
برای اینكه هم قهوه یكدست داشته باشید و هم كف روی آن را، میتوانید زمانی كه كف تشكیل شد آن را در فنجان بریزید و بگذارید باقی قهوه بیشتر بجوشد.
البته روشهای دیگری هم برای تهیه قهوه قجری وجود دارد. مثلا در برخی از مدارس آشپزی، میگویند ابتدا آب را داغ كنید، بعد شكر را به آن اضافه كنید و بگذارید خوب حل شود. محصول این كار شربتی است كه دمای جوش بالاتری نسبت به آب دارد. آنگاه قهوه و هل را به آن اضافه كنید و بگذارید كه مخلوط به قلقل بیفتد.
وقتی مایع به جوش آمد، پیش از آنكه آن را در فنجان بریزید، یك بار آن را از روی حرارت بردارید و دوباره پس از چند لحظه روی حرارت قرار دهید(برخی تا سه بار این حركت را انجام میدهند). دوباره بگذارید قهوه جوش بیاید. با این كار قهوه خوش عطرتری خواهید داشت.

آداب نوشیدن قهوه ی قجر
معمولا قهوه ی قجر را خیلی آرام مینوشند. در كنار آن یك لیوان آب سرد هم سرو میشود. آب را پیش از قهوه مینوشند تا دهان تازه باشد و طعم قهوه را بهتر درك كنند. بعضیها هم پیش از خوردن قهوه (به ویژه بعد از غذا) یك لیوان عرق نعنا مینوشند. قابل ذکر آنکه در صورت ننوشیدن قهوه توسط رقبا از قیف برای نوشاندن آن استفاده شود.
نمی دانم این مطلب را کجا خواندم. زیباتر از این ندیده بودم.
روزى روبرتو دوویچنزو گلف باز بزرگ آرژانتينى، پس از بردن مسابقه و دريافت چك قهرمانى لبخند بر لب مقابل دوربين خبرنگاران وارد رختکن میشود تا آماده رفتن شود.
پس از ساعتى، او داخل پاركينگ تك و تنها به طرف ماشينش میرفت كه زنى به وى نزديك میشود. زن پيروزيش را تبريك میگويد و سپس عاجزانه میافزايد كه پسرش به خاطر ابتلا به بيمارى سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ويزيت دكتر و هزينه بالاى بيمارستان نيست.
دوویچنزو تحت تاثير حرفهاى زن قرار گرفت و چك مسابقه را امضا نمود و در حالى كه آن را توى دست زن میفشارد گفت: براى فرزندتان سلامتى و روزهاى خوشى را آرزو میكنم.

يك هفته پس از اين واقعه دوویچنزو در يك باشگاه روستايى مشغول صرف ناهار بود كه يكى از مديران عالیرتبه انجمن گلف بازان به ميز او نزديك میشود و میگويد: هفته گذشته چند نفر از بچههاى مسئول پاركينگ به من اطلاع دادند كه شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنى صحبت كردهايد و چک قهرمانی خود را به او بخشيدهايد. میخواستم به اطلاعتان برسانم كه آن زن يك كلاهبردار است. او نه تنها بچه مريض و مشرف به موت ندارد، بلكه ازدواج هم نكرده. او شما را فريب داده، دوست عزيز.
دوویچنزو میپرسد: منظورتان اين است كه مريضى يا مرگ هيچ بچهاى در ميان نبوده است.
- بله كاملاً همينطور است.
دوویچنزو میگويد: در اين هفته، اين بهترين خبرى است كه شنيدم.
چند وقت پیش سوار تاکسی ای شدم که سه تا خانم که از قرار فامیل و آشنای همدیگر بودند با بچه ی کوچکی که شاید دو سالش نشده بود روی صندلی عقب نشسته بودند. مادر با بچه بازی می کرد و بچه هم شیرین زبانی و سه تا خانم به شیرین زبانی های او می خندیدند. مادر می گفت: بگو مسواک! بچه می گفت: مسکاف! و سه تا خانم می خندیدند. مادر می گفت: بگو دوستت دارم! بچه می گفت: دوشوشو! و سه تا خانم می خندیدند. خلاصه مادر می گفت بگو، بچه چیز دیگری می گفت و سه تا خانم می خندیدند. اما چیزی که تا امروز فکر مرا مشغول کرده است این گفتگو بود:
مادر: اسمت چیه؟
بچه: اومون!!!
زن همراه: چی گفت؟!
مادر: میگه «جومونگ»!
بچه ی زیر دو سال هم جومونگ می بیند! درود بر کره! آفرین بر همت فیلمسازان و تهیه کنندگان کره ای که در این سال ها ذهن پیر و جوان ما را با داستان هایشان پر کرده اند. دیروز یانگوم و بانوهای ریز و درشت آشپزخانه بودند، امروز جومونگ و بانو سوسانو! کارتون یانگوم هم که چند وقت است از برنامه کودک پخش می شود و بدون شک کودکان ایرانی فردا پس فردا باید منتظر جومونگ کارتونی هم باشند! البته دیگر سریال ها را به علت زیاد بودن اسامی شان نام نمی برم!
و حالا هزاران درود بر صدا و سیمای خودمان که این سال ها اگر فرهنگ ملی را درست ترویج می کرد امروز آن بچه و دیگر بچه های ایرانی به جای جومونگ می گفتند رستم، می گفتند سهراب، یا دست کم می گفتند اسفندیار یا شاید هم ضحاک!!!
در سال های اخیر صدا و سیما به صورت پراکنده و صد البته ضعیف به ساخت سریال هایی درباره تاریخ ایران قدیم پرداخته است که شاهدش سریال چهل سرباز است. مسافر زمان را فراموش نکنیم!!! هر دو سریال به گذشته و حال می پردازند و متاسفانه در تصویر کردن گذشته دچار نقصان زیادی می شوند. رستم سریال چهل سرباز رستم نبود بلکه کاریکاتوری از رستم بود. سریال مسافر زمان نیز گر چه در تصویر کردن گذشته کمی بهتر عمل کرده اما نقص های بسیاری دارد. در اصل این نقص ها به عدم توجه به پژوهش و همچنین سرسری گرفتن تولید بر می گردد.
هر آدمی که مقدار کمی از تاریخ ایران را خوانده باشد و با نقوش برجا مانده از قدیم برخورد کرده است دست کم به راحتی می داند که لباس ایشان چگونه بوده است! شاید آقایان تولید کننده ی حاضر در صدا و سیما برای کم خرج شدن سریال از پژوهش می زنند، اما آقایان ناظر تولید را چه می شود؟! شاید تولید کنندگان برای کم خرج شدن سریال ها از به کارگیری ی هنروران (سیاهی لشکر) حرفه ای در حد وسیع به خاطر دستمزد و لباس یکسان و سختی ی کارگردانی برای صحنه های جنگ استفاده نمی کنند، اما آیا ناظرین تولید نمی دانند که لشکر کشی با ده سرباز نمی شود؟!
این روزها جومونگ بیشترین بیننده را دارد، فقط به این دلیل که فراز و نشیب داستانی اش قابل باور بینندگان ایرانی است. آیا وقت آن نرسیده که تولیدکنندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به فکر تولید سریال های تاریخی ی قابل باور برای بیننده ی ایرانی باشند؟ نمونه ی سریال تولید داخل آن هم به شکل عالی را که دارند: سریال امام علی (ع).
امید که تولید کنندگان صدا و سیما به فکر باشند.
عبادتگاه ها همواره در تمام تمدن ها محترم بوده و هستند. ایرانیان نیز همواره به عبادتگاه های سایر تمدن ها احترام نهاده اند. می خواهم بگویم آنان که مسجد لولاگر را آتش زده اند نه تنها ایرانی نیستند بلکه از هر تمدنی به دور اند. این ها آدم نیستند، یک مشت وحشی اند. آنان که به فکر ایران و ایرانی هستند باید با این آشوبگران برخورد کنند.
پیامبر:" پیش بینی می کنم..."
جمعیّت:"چی؟ چی؟"
پیامبر:"تغییر."
جمعیّت(به پا خاسته):"بکشیدش!"
دسامبر ۱۹۹۷عشق به زندگی اش زد
مثل شاهینی که به کبوتر خانه زده باشد.
چه قشقرقی به پا شد!
تمام کفتر ها که دارای نژاد اصیل بودند
کورمال کورمال بال بال زدند و از نفس افتادند
و کفتر باز که خلق و خوی ملایمی داشت
با دیدن این صحنه فریاد برآورد
دست هایش را تضرع آمیز به آسمان برداشت
و اشک هایش سرازیر شد:
دیگر با کفتر های چتری و کاکلی خود
جایزه ایی کسب نخواهد کرد
بعد از این همه سال
که کفتر های ارزشمندش
سرآمد تمام کفتر ها بودند...
اما خیلی زود اشکهایش را پاک کرد.
اکنون او در مه صبحگاهی می تازد
در حالی که شاهین چشم درشتی روی دستش نشسته است.
با آرزوی موفقیت برای این مترجم و نویسنده ی جوان.